ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

263

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

از متعدّد مردم قبيلهء تو و تبعهء تو مواهير بودند ، پس به گمان صحّت آنها مهر كرده باشند ، و به مواهير اعلام دنيا اگر بىخبر باشند ناسيد سيد نمىشود ، چه در انساب به كار شهادت اهل خبرهء بلدى و علماء ملكى خود مىباشد ، نه علما و امراء بىخبر غير بلدى . در سرائر در كتاب المزار ابن ادريس رحمه اللّه بر شيخ مفيد ايراد كرده و غلطى او در باب امام‌زاده گرفته ، پس فرموده : كه اين باب تو نيست ، بل باب اهل انساب و تقرير و تحرير آنها در اين حجّت است ؛ زيرا كه آنها اعرف و اوقف به اين باب انساب‌اند نه تقرير و تحرير تو ، چه وظيفهء تو فقه و كلام و حديث و تفسير است ، و كلام تو در آن حجّت بالجمله نمىباشد « 1 » . دوازدهم : در حضر و سفر جمعى به طمع اجلال و تعظيم و تحصيل نذور و اخماس به هوس و خواهش به سيادت مىشود ، پس اكثر در اسفار سيد مىشوند ، دين را به متاع قليل دنيا مىفروشند ، عاقبت‌انديشى نمىكنند . تذكره : نسّابه اين طايفه را به مجعول الأنساب و مردود الأنساب مىنامند . اهل سير حكايت « 2 » زينب كذّابه را نقل كرده‌اند ، خلاصه آن‌كه آن ملعونه در نواحى عرب و عجم مشهور به سيادت خود را ساخته ، تا آن‌كه به سرّ من رأى رسيد و مأمون الرشيد « 3 » از حضرت علي بن موسى الرضا عليهما السّلام « 4 » تفحّص سيادت او به حضور كذّابه نمود ، و حضرت فرمود : كه مرا علمى از فاطمى بودن او

--> ( 1 ) سرائر ابن ادريس 1 : 655 . ( 2 ) نقل اين حكايت در اينجا با منابع موثّق كه در دست داريم در بعض موارد اشتباه نقل شده است ، به موارد اشتباه اشاره مىشود . ( 3 ) صحيح : متوكّل عبّاسى . ( 4 ) صحيح : از حضرت امام على الهادى عليه السّلام .